سایت عاشقانه
17 ساعت پیش

love  یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی / غزلیاتت مولانا

یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی
دل عشاق چون آتش تن عشاق کانونی

بیا بخرام و دامن کش در آن دود و در آن آتش
که می‌سوزد در آن جا خوش به هر اطراف ذاالنونی

ادامه ی مطلب . . .

17 ساعت پیش

love   دلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینی / غزلیات مولانا

دلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینی
چراغ افروز عشاقی تو یا خورشیدآیینی

چو نامت بشنود دل‌ها نگنجد در منازل‌ها
شود حل جمله مشکل‌ها به نور لم یزل بینی

ادامه ی مطلب . . .

17 ساعت پیش

love   کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی / غزلیات مولانا

کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی
که با صد رو طمع دارد ز روز عشق فردایی

طمع دارند و نبودشان که شاه جان کند ردشان
ز آهن سازد او سدشان چو ذوالقرنین آسایی

ادامه ی مطلب . . .

17 ساعت پیش

love  کجا شد عهد و پیمانی که می‌کردی نمی‌گویی / غزلیات مولانا

کجا شد عهد و پیمانی که می‌کردی نمی‌گویی
کسی را کو به جان و دل تو را جوید نمی‌جویی

دل افکاری که روی خود به خون دیده می‌شوید
چرا از وی نمی‌داری دو دست خود نمی‌شویی

ادامه ی مطلب . . .

17 ساعت پیش

love  اگر بی‌من خوشی یارا به صد دامم چه می‌بندی / غزلیات مولانا

اگر بی‌من خوشی یارا به صد دامم چه می‌بندی
وگر ما را همی‌خواهی چرا تندی نمی‌خندی

کسی کو در شکرخانه شکر نوشد به پیمانه
بدین سرکای نه ساله نداند کرد خرسندی

ادامه ی مطلب . . .

17 ساعت پیش

love  چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری / غزلیات مولانا

چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری
نباشد خاک ره ناطق ندارد سنگ هشیاری

چرا زهری دهد تلخی چرا خاری کند تیزی
چرا خشمی کند تندی چرا باشد شبی تاری

ادامه ی مطلب . . .

17 ساعت پیش

love  زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی / غزلیات مولانا

زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی
ز هجران خداوندی شمس الدین تبریزی

ایا خورشید رخشنده متاب از امر او سر را
که تاریک ابد گردی اگر با او تو بستیزی

ادامه ی مطلب . . .

17 ساعت پیش

love  هر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامی / غزلیات مولانا

هر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامی
بشارت آیدش روزی ز وصل او به پیغامی

هر آن چشم سپیدی کو سیه کرده‌ست تن جامه
سیاهش شد سپید آخر سپیدش شد سیه فامی

ادامه ی مطلب . . .

17 ساعت پیش

love   الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی / غزلیات مولانا

الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی
تو خود از خانه آخر ز حال بنده می دانی

به حق اشک گرم من به حق روی زرد من
به پیوندی که با تستم ورای طور انسانی

ادامه ی مطلب . . .

17 ساعت پیش

love   الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی / غزلیات مولانا

الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی
روان کن کشتی وصلت برای پیر کنعانی

یکی کشتی که این دریا ز نور او بگیرد چشم
که از شعشاع آن کشتی بگردد بحر نورانی

ادامه ی مطلب . . .

فال حافظ

فال حافظ

بیاموزیم :

هرگونه کپی‌برداری مطالب سایت تنها با ذکر نام منبع مجاز است و کپی برداری از قالب سایت، طبق ماده (12) فصل سوم قانون جرائم رایانه‌ای پیگرد قانونی دارد.